حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
مقدمه 165
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
نمود ولي او كمكى نكرد مردمان مزبور بعد از تاختوتاز غنائم زياد از ايران ربودند ( 75 م . ) در 77 م . بلاش فوت كرد و بعد از او سه نفر سلطنت كردند ولى حسب و نسب آنها و تاريخ سلطنتشان درست معلوم نيست چنين به نظر ميآيد كه در اين زمان از جهة جنگهاى داخلى مدّعيان سلطنت متعدّد بودند و هركدام در قسمتى از ايران با عنوان شاهنشاهى سلطنت كردهاند بهرحال اسامى آنها ازينقرار است : بلاش « 1 » - پاكر دوّم - اردوان چهارم - اين اوضاع تا 107 م . امتداد يافت و در اين سال خسرو به تخت نشست بلاش اوّل آخرين شاه اشكانى است كه نسبتا نامي و قوى بود بعد از او دولت اشكانى روى بانحطاط گذارده ضعيف شد اگر دقّت شود ابتداى سستى اين دولت بعد از فرهاد چهارم است توضيح آنكه روميها چون ديدند در دشت نبرد از عهده حريف پرزور خود بر نميآيند از طريق ديگر در تضعيف آن كوشيدند : وجود كنيزك ايطاليائى در دربار ايران مضرّات زياد براى دولت اشكانى داشت اين زن باعث شد كه پسران فرهاد بروم رفته در آنجا مقيم باشند و روميها از اين قضيّه استفادهها كرده در انظار عالم جلوه دادند كه اين شاهزادگان گروى پارتيها در روم ميباشند و بدين وسيله مدّعيان سلطنت را در زير پر خود گرفتند تا هرزمان كه مقتضى بدانند جنگ خانگى در ايران بتوسّط آنها ايجاد نمايند و چنان كه گذشت روميها مكرّر اين شاهزادگان را آلت كردند و اين سياست روم مقصود آنها را تا اندازهاى حاصل كرد و الّا موفّق نميشدند در ارمنستان كه منحصرا در منطقه تسلّط ايران بود نفوذ يابند . اشك 23 - خسرو - ( 107 - 133 م . ) در زمان اين شاه جنگ جديدى بين ايران و روم بعد از صلح پنجاه ساله درگرفت توضيح آنكه
--> ( 1 ) - اين بايد همان بلاش دوم باشد كه در ذيل ذكر او خواهد آمد .